مدیریت صنعتی و فناوری اطلاعات

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون

برایان دایسون مدیر اجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا نکاتی را به ما گوشزد می‌نماید که هرچند ساده است ولی کیفیت انجام آن‌ها تاثیر به سزایی در زندگی ما خواهد  داشت.

هیچ‌وقت از ریسک کردن نهراسیم. چرا که به ما این فرصت را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم. فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید... جنس یکی از آن توپ‌ها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه‌ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ لاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما چهار توپ شیشه‌ای، به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند.

او در ادامه میگوید: " آن چهار توپ شیشه‌ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است "

در خلال ساعات رسمی روز ، با کارایی وافر به کارتان مشغول شوید و بموقع محل کارتان را ترک کنید. برای خانواده و دوستانتان نیز وقت کافی بگذارید و استراحت کامل و مکفی داشته باشید.

سریعترین راه برای دریافت عشق ، بخشیدن آن است

+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
    پيام هاي ديگران ()   

حکایت

پیرمرد و سالک
پیرمردى بر قاطرى بنشسته بود و از بیابانى می‌گذشت. سالکى را بدید که پیاده بود
پیرمرد گفت: اى مرد به کجا رهسپاری؟
سالک گفت: به دهى که گویند مردمش خدا نشناسند و کینه و عداوت می‌ورزند و زنان خود را از ارث محروم می‌کنند
پیرمرد گفت: به خوب جایى می‌روى
سالک گفت: چرا؟
پیرمرد گفت: من از مردم آن دیارم و دیرى است که چشم انتظارم تا کسى بیاید و این مردم را هدایت کند
سالک گفت: پس آنچه گویند راست باشد؟
پیرمرد گفت: تا راست چه باشد
سالک گفت: آن کلام که بر واقعیتى صدق کند
پیرمرد گفت: در آن دیار کسى را شناسى که در آنجا منزل کنی؟
سالک گفت: نه
پیرمرد گفت: مردمانى چنین بد سیرت چگونه تو را میزبان باشند؟
سالک گفت: ندانم
پیرمرد گفت: چندى میهمان ما باش. باغى دارم و دیرى است که با دخترم روزگار می‌گذرانم
سالک گفت: خداوند تو را عزت دهد اما نیک آن است که به میانه مردمان کج کردار روم و به کار خود رسم
پیرمرد گفت: اى کوکب هدایت شبى در منزل ما بیتوته کن تا خودت را بازیابى و هم دیگران را بازسازى
سالک گفت: براى رسیدن شتاب دارم
پیرمرد گفت: نقل است شیخى از آن رو که خلایق را زودتر به جنت رساند آنان را ترکه می‌زد تا هدایت شوند. ترسم که تو نیز با مردم این دیار کج کردار آن کنى که شیخ کرد
سالک گفت: ندانم که مردم با ترکه به جنت بروند یا نه؟
پیرمرد گفت: پس تامل کن تا تحمل نیز خود آید. خلایق با خداى خود سرانجام به راه آیند
پیرمرد و سالک به باغ رسیدند. از دروازه باغ که گذر کردند...
سالک گفت: حقا که اینجا جنت زمین است. آن چشمه و آن پرندگان به غایت مسرت بخش‌اند
پیرمرد گفت: بر آن تخت بنشین تا دخترم ما را میزبان باشد
دختر با شال و دستارى سبز آمد و تنگى شربت بیاورد و نزد میهمان بنهاد. سالک در او خیره بماند و در لحظه دل باخت. شب را آنجا بیتوته کرد و سحرگاهان که به قصد گزاردن نماز برخاست پیرمرد گفت: با آن شتابى که براى هدایت خلق دارى پندارم که امروز را رهسپارى
سالک گفت: اگر مجالى باشد امروز را میهمان تو باشم
پیرمرد گفت: تامل در احوال آدمیان راه نجات خلایق است. اینگونه کن سالک در باغ قدمى بزد و کنار چشمه برفت. پرنده‌ها را نیک نگریست و دختر او را میزبان بود. طعامى لذیذ بدو داد و گاه با او هم کلام شد. دختر از احوال مردم و دین خدا نیک آگاه بود و سالک از او غرق در حیرت شد. روز دگر سالک نماز گزارد و در باغ قدم زد پیرمرد او را بدید و گفت: لابد به اندیشه‌اى که رهسپار رسالت خود بشوى
سالک چندى به فکر فرو رفت و گفت: عقل فرمان رفتن می‌دهد اما دل اطاعت نکند
پیرمرد گفت: به فرمان دل روزى دگر بمان تا کار عقل نیز سرانجام گیرد
سالک روزى دگر بماند
پیرمرد گفت: لابد امروز خواهى رفت, افسوس که ما را تنها خواهى گذاشت
سالک گفت: ندانم خواهم رفت یا نه, اما عقل به سرانجام رسیده است. اى پیرمرد من دلباخته دخترت هستم و خواستگارش
پیرمرد گفت: با اینکه این هم فرمان دل است اما بخردانه پاسخ گویم
سالک گفت: بر شنیدن بی‌تابم
پیرمرد گفت: دخترم را تزویج خواهم کرد به شرطى
سالک گفت: هر چه باشد گردن نهم
پیرمرد گفت: به ده بروى و آن خلایق کج کردار را به راه راست گردانى تا خدا از تو و ما خشنود گردد
سالک گفت: این کار بسى دشوار باشد
پیرمرد گفت: آن گاه که تو را دیدم این کار سهل می‌نمود
سالک گفت: آن زمان من رسالت خود را انجام می‌دادم اگر خلایق به راه راست می‌شدند, و اگر نشدند من کار خویشتن را به تمام کرده بودم
پیرمرد گفت: پس تو را رسالتى نبود و در پى کار خود بوده‌اى
سالک گفت: آرى
پیرمرد گفت: اینک که با دل سخن گویى کج کردارى را هدایت کن و باز گرد آنگاه دخترم از آن تو
سالک گفت: آن یک نفر را من بر گزینم یا تو؟
پیرمرد گفت: پیرمردى است ربا خوار که در گذر دکان محقرى دارد و در میان مردم کج کردار, او شهره است
سالک گفت: پیرمردى که عمرى بدین صفت بوده و به گناه خود اصرار دارد چگونه با دم سرد من راست گردد؟
پیرمرد گفت: تو براى هدایت خلقى می‌رفتى
سالک گفت: آن زمان رسم عاشقى نبود
پیرمرد گفت: نیک گفتى. اینک که شرط عاشقى است برو به آن دیار و در احوال مردم نیک نظر کن, می‌خواهم بدانم چه دیده و چه شنیده‌ای؟
سالک گفت: همان کنم که تو گویى
سالک رفت, به آن دیار که رسید از مردى سراغ پیرمرد را گرفت
مرد گفت: این سوال را از کسى دیگر مپرس
سالک گفت: چرا؟
مرد گفت: دیرى است که توبه کرده و از خلایق حلالیت طلبیده و همه ثروت خود را به فقرا داده و با دخترش در باغى روزگار می‌گذراند
سالک گفت: شنیده‌ام که مردم این دیار کج کردارند
مرد گفت: تازه به این دیار آمده‌ام, آنچه تو گویى ندانم. خود در احوال مردم نظاره کن
سالک در احوال مردم بسیار نظاره کرد. هر آنکس که دید خوب دید و هر آنچه دید زیبا. برگشت دست پیرمرد را بوسید
پیرمرد گفت: چه دیدی؟
سالک گفت: خلایق سر به کار خود دارند و با خداى خود در عبادت
پیرمرد گفت: وقتى با دلى پر عشق در مردم بنگرى آنان را آنگونه ببینى که هستند نه آنگونه که خود خواهى
منبع: کشکول

+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/٥/٢۸
    پيام هاي ديگران ()   

اطلاعیه مهم!!

با سلام و تشکر از دانشجویان عزیزی که همکاری لازم را در خصوص انجام تکالیف و فعالیت‌های کلاسی اعم از ایجاد وبلاگ،حل موردکاوی، تهیه مقاله و یا ترجمه و همچنین تهیه سوالات چند‌گزینه‌ای داشته‌اند. لازم به ذکر است که بررسی به عمل آمده در خصوص وبلاگ دانشجویان حاکی از آن است که برخی از عزیزان فقط و فقط وبلاگ را به ثبت رسانده‌اند و  دیگر هیچ!!! لازم به ذکر است که دوستانی که قرار بوده مقالات تالیف و یا ترجمه خود را نیز برای اینجانب ارسال نمایند نیز تاکنون نسبت به تعهد خود در انجام تکالیف محوله وفادار نبوده‌اند .لذا تاکید می‌شود که نمرات جهت ارائه به گروه آماده بوده و پس از آن هیچ نوع اعتراض و یا درخواست تغییری پذیرفتنی نمی‌باشد.

از این‌روی برای آن دسته از دانشجویانی که تا به امروز مطالب خود را ارائه نکرده‌اند فرصت تکمیل تکالیف و ارائه آن به اینجانب از طریق وبلاگ و یا ایمیل تا پایان روز جمعه 2 مردادماه درنظر گرفته شده است. بعد از این تاریخ هیچ درخواستی پذیرفتنی نمی‌باشد.

+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/٤/۳۱
    پيام هاي ديگران ()   

قدردانی و اطلاع‌رسانی

با سلام به دانشجویان گرامی،

در پناه الطاف الهی و مشارکت همه‌جانبه شما دانشجویان عزیر نیمسال تحصیلی به پایان رسید.خدای را شاکر هستم که فرصت همراهی با شما دوستداران علم و معرفت حاصل آمد و امیدوارم توفیقی مجدد جهت خدمت‌گذاری و مصاحبت با خوبانی چون شما فراهم آید.

همانطور که در آخرین جلسه آموزشی عنوان نمودم، دانشجویان عزیز تا یک هفته پس از برگزاری امتحان فرصت به روزنمایی و بهبود وبلاگ‌های خود جهت ارزیابی نهایی توسط اینجانب را خواهند داشت.


از این روی بدین وسیله مجددا اعلام می‌دارم که فرصت اعلام شده جهت به روزآوری و وبلاگ جهت ارزیابی نهایی تا پایان وقت شنبه 13تیرماه می‌باشد. لذا خواهشمند است که دانشجویان محترم در بخش نظرات همین مطلب با ذکر نام و نام خانوادگی، پست الکترونیک و مشخصات کلاس خود علاوه بر وارد نمودن آدرس دقیق وبلاگ در بخش مربوطه، سایر فعالیت‌های کلاسی خود اعم از تهیه مقاله، ارائه کنفرانس،حل مورد‌کاوی، ترجمه مقالات مرتبط را به طور دقیق و مشخص عنوان نمایند.

تذکر:

  • برای اطلاع از ثبت دقیق آدرس وبلاگ، یک مرتبه آدرس ثبت شده را امتحان نموده تا اطمینان کامل حاصل  کنید.
  • دانشجویانی که درس حفاظت و تحلیل سیستم‌ها را توامان گذرانده‌اند بایستی اطلاعات عملکرد و وبلاگ خود را جداگانه ثبت نمایند.
+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/٤/٦
    پيام هاي ديگران ()   

معماری سازمانی(قسمت دوم)

معماری سازمانی(قسمت دوم)

    * مزایای معماری سازمانی

    * همسوسازی نیازمندی‌های کسب و کار و فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهت تقویت اهداف کسب و کار
    * فراهم‌سازی انعطاف‌پذیری لازم در برابر تغییرات محیطی
    * کاهش مخاطرات سرمایه‌گذاری‌ها در بخش فناوری اطلاعات سازمان از طریق یکپارچه‌سازی و عمل بر اساس برنامه راهبردی فناوری اطلاعات
    * فراهم شدن امکان کنترل و هدایت مؤثر سازمان
    * فراهم شدن زمینه‌های ارزیابی تغییرات سازمانی
    * کاهش هزینه‌ها و زمان توسعه سیستم‌های اطلاعاتی
    * امکان استفاده از مؤلفه‌های سیستمی مشترک در سطح سازمان
    * هم‌گرایی به سمت دولت الکترونیک
    * امکان تعریف استانداردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

    * کاربرد‌های معماری سازمانی

    * ایجاد هماهنگی و هم‌سویی بین فعالیت‌های کسب و کار و ماموریت‌های سازمانی با فعالیت‌های مربوط به به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان
    * مدیریت تغییرات سازمانی
    * ارتقاء یا تجدید زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات
    * تعیین تکلیف و بهینه‌سازی بهره‌گیری از سیستم‌های موروثی
    * برنامه‌ریزی ارتقاء یا توسعه سیستم‌های اطلاعاتی و ارتباطی

 

    * رویکرد معماری سازمانی در مطالعه و تحلیل سازمان

    * معماری سازمانی، بررسی و مطالعه سازمان در قالب رویکردی کل‌نگر، جامع، و با هدف بهره‌مندی بهینه از قابلیت‌های فناوری اطلاعات در راستای اهداف سازمان است.
    * لازمه چنین نگرشی، داشتن شناخت از اجزای تشکیل دهنده سازمان و روابط حاکم بر این اجزا است.
    * معماری سازمانی هنر مدیریت و هدایت تغییرات سازمانی است؛ این کار سابقه‌ای به قدمت تمدن بشری دارد.
    * هدایت و کنترل صحیح تغییرات سازمانی نیازمند داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت فعلی سازمان، دیدی صحیح نسبت به وضعیت مطلوب آن، و برنامه‌ای روشن جهت حرکت از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب است.
    * سازمان، موجودیت پیچیده‌ای است و در مسیر شناخت آن، جهت اداره پیچیدگی‌ها و ایجاد انعطاف‌پذیری در تحلیل‌ها، باید از تکنیک‌های مدل‌سازی بهره جست. (شکل و نمودار، متن، ماتریس، ...)
    * معماری، هم شامل توصیف‌های ساختاری است و هم شامل توصیف‌های رفتاری.
    * فلسفه مدل‌سازی در واقع انتزاع و تجرید پدیده‌های جهان واقعی در قالب متغیرها یا مشخصه‌هایی است که بتواند رفتار پدیده مورد نظر را توصیف کند.
    * برای مدل‌سازی واقعیات سازمان، متغیرها و فاکتورهای پویای آن باید به اندازه کافی ساده‌سازی شده و هم‌جنس باشند. (نرمال‌سازی)

 

پس می‌توان گفت که رویکرد معماری سازمانی به این شرح است:

    * مولفه‌ها یا عناصر تشکیل‌دهنده سازمان، در قالب لایه‌های مختلف قابل دسته‌بندی است.
    * برای نمونه: لایه کسب و کار، لایه اطلاعات، لایه سیستم‌ها و بانک‌های اطلاعاتی، و لایه زیرساخت فنی
    * لایه‌ها دارای وابستگی، تعامل و روابط پشتیبانی معینی هستند؛ به طوری که تغییر در محتوای یکی از آنها باعث تغییرات زنجیره‌ای در دیگر لایه‌ها خواهد شد. (مثال: محتوای لایه اطلاعات توسط لایه کسب و کار تعیین و در لایه سیستم و بانک‌‌های اطلاعاتی مکانیزه و در بستر فنی مناسبی پیاده‌سازی می‌شود.)
    * هر لایه از سازمان، توسط تکنیک‌های متعددی قابل مدل‌سازی است.
    * ایجاد تغییر در سازمان، با استفاده از تعریف تغییرات لازم در لایه‌های آن صورت می‌گیرد. در نتیجه:
    * پس از شناخت وضع فعلی سازمان در قالب لایه‌های مختلف، وضعیت مطلوب آن نیز در قالب همان لایه‌ها ترسیم و با سنجش فاصله‌های موجود در هر لایه، برنامه گذاری جهت حرکت به سمت مقصد تنظیم خواهد شد.
    * بدیهی است که تغییرات در سازمان هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود؛ در نتیجه، چرخه فوق همواره در حال تکرار است.

 

+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
    پيام هاي ديگران ()   

معماری سازمانی(قسمت اول)

معماری سازمانی(قسمت اول)

    * تاریخچه معماری سازمانی

    * مقاله جان زکمن به نام "چارچوبی برای معماری سیستم‌های اطلاعاتی" در سال 1987.
    * در این مقاله برای برنامه‌ریزی و طراحی سیستم‌های اطلاعاتی مورد نیاز سازمان، انجام معماری مؤلفه‌های تشکیل دهنده سازمان حیاتی قلمداد شده و چارچوبی برای این کار ارائه گردیده است.
    * این مقاله با اصلاحاتی، در سال 2000 میلادی تحت عنوان "چارچوبی برای معماری سازمانی" تجدید چاپ گردید.
    * معماری سازمانی در پاسخ به نیاز رو به رشد کسب و کار سازمان‌ها جهت یافتن بهترین شیوه برنامه‌ریزی و به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه شده است.
    * معماری سازمانی، آخرین دستاورد سیر تکاملی به‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان‌های بزرگ است.

 

    * تعریف معماری سازمانی

    * معماری سازمانی نگرشی است کلان به ماموریت‌ها و وظایف سازمانی، فرایندهای کاری، داده‌ها و اطلاعات و وضعیت موجود استفاده از  ITدر یک سازمان که راه‌حل‌هایی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات با هدف یکپارچگی  توسعه آن و هم‌راستایی سرمایه‌گذاری IT با ماموریت‌های سازمان ‌‌ارائه می‌دهد.
    * «مجموعه‌ای از محصولات توصیفی اولیه و پایه که زیربنای کسب دانش درباره سازمان را شکل می‌دهد.» [جان زکمن]
    * «مجموعه‌ای از توصیفات و مدل‌ها که بر اساس آنها می‌توان سیستم‌های اطلاعاتی یک سازمان را در تطابق با راهبردها و فرایندهای کسب وکار، تولید، توسعه و نگهداشت کرد.» [چارچوب ملی معماری سازمانی ایران]

 

    * هدف معماری سازمانی

هدف اصلی معماری سازمانی، فراهم ساختن بستر و ابزاری برای تزریق بهینه فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان در راستای تقویت ماموریت و اهداف سازمانی و نگهداشت و بهبود این روند در طول زمان و هم‌سو با تغییرات کسب و کار و فناوری است.

 

    * ضرورت معماری سازمانی

    * تغییر نگرش نسبت به نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان‌ها

-        نگرش سنتی: تسهیل کننده فرایندهای دستی، مکانیزه کننده، کاهش دهنده هزینه

-        نگرش جدید: تغییر در روش انجام فرایندهای کاری، ابزاری مدیریتی و راهبردی، ابزار بهره‌وری، منبع با ارزش و مولد سرمایه، توسعه دهنده بازار، ایجاد کننده فرصت‌های جدید، ارزش‌آفرین و توانمندساز (انجام کارهایی که پیش از این قابل انجام نبود)

    * ظهور عصر اطلاعات و وابستگی هر چه بیشتر سازمان‌ها به فناوری اطلاعات و ارتباطات
    * الزامات حرکت به سمت دولت الکترونیک
    * لزوم تعامل‌پذیری درون سازمانی و برون سازمانی (به ویژه در بخش دولتی)

+ محمد مستبصری ; ۱۳۸۸/۳/٢٠
    پيام هاي ديگران ()